جمعه 9 تیر 1391

چرا مینویسم؟

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

اگر چه حرف اول نامم با حرف آخر عشق آغاز نمیشود اما مثل قیصر ، درد را از هر طرف که میخوانم درد است؛ وهمین یک شباهت کافی است تا من نیز در این یکچند به دنبال روز مبادا باشم؛هر چند در صفحه تقویم روزی به نام روز مبادا...خلاصه میخواهم بگویم که :

نه از کفر و نه از دین مینویسم 

نه از مهر و نه از کین مینویسم

دلم تنگ است میدانی برادر؟

دلم تنگ است از این مینویسم...

(این مطلب در ابتدای وبلاگ ثابت است ادامه ی مطالب در زیر آمده است)


z. mokhtari
پنجشنبه 28 مرداد 1395 09:38 ب.ظ
سلام
خیلی لطیف می نویسید.
زیبا و تاثیرگزار
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما
ممنون از نظری که به اشتراک گذاشتید

حضورتون موجب خوشحالی بود
سه شنبه 13 مرداد 1394 12:25 ق.ظ
یا مَن اسمُه دوا...
همسایه ی دیوار به دیوار ما، صاحب خانه ی ذره کمی حالش نامساعد است و میهمان تخت های بیمارستان شده است، بیایید در ختم 40 حدیث شریف کسا برای بهبودی ایشان دعا کنیم...منتظر لبیک شما برای ختم دعا هستم.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام
شرمنده من درست متوجه نشدم!
لینک یا اسمی هم که نذاشتید.
ترسا
یکشنبه 10 خرداد 1394 07:20 ب.ظ
سلام.مطالب وبتون قشنگه.موفق باشید.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام
متشکر
هستی
دوشنبه 30 تیر 1393 06:32 ب.ظ
سلاااام
امیر المومنین ( ع) در حدیثی زیبا و عجیب می فرمایند:(( خداشناس ترین مردم كسی است كه بیشتر از همه برای مردم و به نفع آنان عذر بیاورد،هر چند عذری برای آن ها نیابد.))

التماس دعا
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام. احوال شما؟! خدا تعداد خداشناس ها رو زیاد کنه.
هستی
پنجشنبه 5 تیر 1393 01:22 ق.ظ
سلام ....
همیشه دعا میكردم هیچ كس تو دنیا دلتنگ نباشه ....

ولی شعر های زیبای شما منو وادار كرد دعا كنم باز

دلتنگ بشید .....بلكم شعر بگید....

خوبه باید دعا های اینجوری بشه تا یه شعر بگید....

نه خدا نكنه انشاالله همیشه شاد و خوش كنار خانواده زندگی كنی......
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام...ممنون نظر لطف شماست.
شاعری وام گرفت...شعرش ارام گرفت
هستی
یکشنبه 18 خرداد 1393 10:48 ب.ظ
سلاااااااام خوبید؟؟؟؟؟

تولد حضرت علی اكبر (ع) مبااااااااااارك

و روز جوان بر شما برادر جوانم وپیرو خط علی اكبر ( ع) مباااااااااااااارك..

در این شب ها كه متعلق به شما جوناست التماس دعا...
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ...خیلی ممنون
بر همه مبارک باشه ان شاءالله
شنبه 9 آذر 1392 02:37 ق.ظ
پایان:

رئیس جمهور: ما در عرصه فرهنگ فقط کمی فضا را غیرامنیتی کردیم. ما فقط افراد ممنوع القلم را به سریع القلم و انتشارات های لغو مجوز شده را به انتشارات های خلق مجوز شده تبدیل کردیم! ما مثل دولت قبل بی فرهنگ و ضدفرهنگ نیستیم!


مجری1 : بوووس!


مجری2 : لایک!


مجری3 : به عنوان کلام آخر در وقت کمی که باقیماندهُ بفرمایی آیا سخنی مانده است؟


رئیس جمهور در حالیکه نگاهش به جایی نامعلوم خیره شده است می گوید: من سپیده را می بینم! مردم عزیز! من سپیده را می بینم! سپیده! سپیده!


مجری1 و 2 و 3 درحالیکه به اطراف خود با تعجب نگاه می کنند متوه منظور دکتر نشده و در همین حین تصویر نیز برفک می شود...! منبع: رجا
شنبه 9 آذر 1392 02:35 ق.ظ
قسمت چهارم:
مجری3 خطاب به دکترجون می پرسد: دکتر! شما یک جامعه خسته و بی روح را تحویل گرفتید و در عرض صدروز چنان نشاطی در آنها تزریق کردید که حال همه ملت در حال حاضر توپ توپ است. چطوری اینطوری کردید؟!!


رئیس جمهور: ببینید همانطور که گفتید دولت قبل آرامش را از جامعه گرفته بود و ما اگرچه در این صدروز کارهای زیادی انجام ندادیم اما کاملا روشن است که با حضور ما آرامش و نشاط و برکت به کشور بازگشته است! در والیبال و فوتبال ساحلی و کشتی فرنگی! قهرمانی های پی در پی کسب کردیم و...


مجری1 : پاقدم تون رو عشقه دکتر!


مجری2 : روحانی مچکریم!


مجری3 : برنامه شما در عرصه فرهنگ چه بوده که انقدر اهالی فرهنگ برای شما غش و ریسه می روند؟ واقعا شما چه موجود جذابی هستید دکتر! کاش ما قدرت داشتیم یک ذره از ابعاد شخصیتی شما رو درک می کردیم!
شنبه 9 آذر 1392 02:34 ق.ظ
قسمت سوم:
رئیس جمهور: در مورد مساله هسته ای هم شما می دانید دولت قبل که تحریمها را کاغذپاره می دانست عملا در جهت وابستگی به قدرت های جهانی حرکت کرد. ما در دولت قبل فقط شعار دادیم و با دنیا دعوا کردیم اما همش هم دستمان به سوی دنیا دراز بود. اما در دولت تدبیر و امید ما سعی کردیم این روند را برعکس کنیم. الان ما نه تنها با دنیا دعوا نداریم بلکه دنیا هم ما با دعوا دارند!!


مجری1 : ها؟!


مجری2 : روحانی مچکریم!


مجری3 : آقای دکتر! از همه این مسائل که بگذریم به نظر من شما خیلی آدم خاصی هستید! نظرتون چیه؟!


رئیس جمهور: من یک عضو کوچک از این ملت بزرگ ایران هستم! داشتم می گفتم دولت قبل خیلی بی عرضه بود...


مجری1 در حالیکه نمی تواند جلوی خنده اش را بگیرد خطاب با مجری2 می گوید بحث را عوض کن!


مجری2 نیز که همین وضعیت را دارد از مجری3 کمک می طلبد!
شنبه 9 آذر 1392 02:33 ق.ظ
قسمت دوم:
مجری1 در حالی که لبش را می گزد می گوید: واااای خدای من!


مجری2 نیز سرش را به نشانه تاسف تکان داده و زیرلب می گوید: خدا به دور...!


مجری3 در حالیکه اشک شوق از یک چشم او سرازیر شده و چشم دیگر او مملو از شعف است! به دکتر می گوید: دکترجان! کلید شما در سیاست خارجه غوغا کرده است. لطفا کمی در مورد این غوغا توضیح بدهید!


رئیس جمهور: من می خواهم از شما درخواست کنم بگذارید صحبت های من در مورد ارث دولت قبل کاملا منعقد شود بعد سوالات بعدی را بپرسید. دولت قبل علاوه بر بدهی های مالی مبالغ هنگفتی نیز به عنوان تعهدات انجام نشده روی دست منتخب بیچاره مردم گذاشت. از شما میپرسم آیا این رسم جوانمردی است؟


مجری1 : به جون مادرم نه!


مجری2 : برهرچی نامره لعنت!


مجری3 : دکتر جون قوی باش قوی! اینا رو ولش کن به سوال من جواب ندادی...
شنبه 9 آذر 1392 02:32 ق.ظ
قسمت اول:


گر شما از آن دسته افرادی هستید که به هر دلیل موفق به مشاهده نمایش گزارش صدروزه دولت به مردم نشده اند توصیه می کنیم متن خلاصه این نمایش را در ادامه بخوانید.


نشست با حضور رییس جمهور و سه عدد کارچا... ببخشید! مجری آغاز گردید.


مجری1 : سلام دکتر! خوبی؟ تبریک میگم! صدروز شدا؟! خیلی جالب بود! نظر شما چیه؟


رئیس جمهور به عنوان مقدمه؛ عرض سلام و ارادتی به اباعبدالله و یاران بزرگوارش می کند و در این هنگام اشک در چشمان سه مجری حلقه می زند...


مجری2 : آقای دکتر! اقدام فوری شما در جهت سامان دادن به وضعیت گند و بحرانی کشور در این صد روز چه بود؟!


مجری1 و 3 هم با تکان دادن سر این سوال را مورد تاکید قرار می دهند...


رئیس جمهور: من قصد دارم امشب علاوه بر گزارش مختصری از عملکرد دولت صدروزه خود به مردم، یک گزارش مفصلی! هم از عملکرد دولت قبل به مردم بدهم! همانطور که می دانید دولت قبل یکی از مایه دار ترین دولت‌ها در تاریخ جهان بود! اما همین دولت بعد از هشت سال حدود هفتاد خدا میلیاردتومن! بدهی روی دست این ملت گذاشت!

دوشنبه 4 آذر 1392 03:28 ق.ظ
خبری آمد و پیچید به هم اذهان را
قصه در بهت فرو برده کمی ایران را

چقدر ضد و نقیض است خبر ها اینجا!
کاش با ما تو بگویی همه جریان را!

بر سر چیست توافق؟ تو بگو تا من هم؛
خوب فهمم بشود خنده این شیطان را

از بد حادثه دیدیم همه، آن لحظه؛
از پس خنده او تیزی هر دندان را

همه غصه ام این است که خوابت ببرد
آه یک دم مگذاری تو به هم مژگان را

ما در این ر اه شهیدان فراوان دادیم
گوش کن حرف دل مادر این شیران را:

یوسفم را به تو دادم که برش گردانی!
پیرهن پاره میاری نگه کنعان را
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام...بسیار زیبا بود.
یوسفم را به تو دادم که برش گردانی
پیرهن پاره میاری نگه کنعان را...
جمعه 1 آذر 1392 01:10 ق.ظ
نوشته اند: از او چه آموختی؟
گفتم: به آموختن نرسیده ام هرگز؛ که آموختن در عمل است...
من فقط فهمیده ام...او مرده را زنده میکند ...
بی اعتقاد را معتقد می کند... بی عشق را مجنون میکند... عاشق را می کُشد...
خون ح س ی ن احیا می کند، تا دگرباره بمیراند به عاشقانه ی نابِ شهادت...
همان مرگی که تا ابد زندگیست... زندگی در عطر و بوی سیب...
همین...
چهارشنبه 29 آبان 1392 02:23 ق.ظ
علی اصغر جاویدپور فعال دانشجوی اصفهانی شعر طنزی در خصوص عملکرد صد روزه دولت یازدهم سروده است.


ما در این صد روز در ایران تحول کرده ایم
کدخدا را دیده و با او تعامل کرده ایم

اقتصاد مملکت را زیر و رو آورده ایم
سهم آن احزاب را هم ما تقبل کرده ایم

عرصه ی فرهنگ را آسوده خاطر کرده ایم
سایت های اونجوری را رفع فیلتر کرده ایم

فیس بوک وزرا را اولویت داده ایم
بیلبورد کدخدا را زیر کاتر کرده ایم

پیشرفت علم را ما کله ملق کرده ایم
آن همه دندان سالم را لقالق کرده ایم

قبل از آنکه کدخدایان زمین لب تر کنند
پیش رفت هسته ای را خود معلق کرده ایم

مردم این سرزمین را ما دو قسمت کرده ایم
آن دهم درصد نشان اکثریت کرده ایم

آنکه با ما نیست را افراطی الدین خوانده ایم
آنکه با ما هست را بی حد کرامت کرده ایم

طرح های دولت پیشین خود رد کرده ایم
آنچه در قوطی عطاران نباشد کرده ایم

قیمت خودرو اگرچه رو به بالا می رود
کاهش نرح دلار و ارز را سد کرده ایم

ایده ی مهر آفرین را آش و لاشش کرده ایم
مسکن مهر وزین را بی صاحابش کرده ایم

سوخت های هسته ای نابود گشت و در عوض
قیمت گوجه فرنگی را مهارش کرده ایم

معنی فتنه گری را ما سوالش خوانده ایم
بازگشت فتنه گر را اعتدالش خوانده ایم

فتنه ی فتنه گران را ماست مالش کرده ایم
داس بران را ولیکن ما کلیدش خوانده ایم

:))
پاسخ سجاد ابراهیمی : به به... خدا به اصلاح طلبان عزیز!!! یک جو عقل کرامت بفرماید. (و نیم جو انصاف)
دوشنبه 27 آبان 1392 02:53 ق.ظ

می گوینــد :
سـیاســی نیـســـتیـم ..

سـیاسـی نیـســتی یعــنی:

چــیزی کـه ارزش داشـت
حـسـین
بـرایـــش کـشــتـه شـود ؛
پیــش تــــو ارزش نــدارد ...

حجـت الاسلام پنـاهـــیان
پاسخ سجاد ابراهیمی : دقیقا همین است
چهارشنبه 22 آبان 1392 01:30 ق.ظ
علامه عظیم ‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن ‌زاده آملی ،

جلوی حضرت آقا ( مقام معظم رهبری ) دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند.

حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید.

علامه حسن ‌زاده می ‌فرمایند :

اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.
پاسخ سجاد ابراهیمی : جمال چهره ی تو حجت موجه ماست...
دوشنبه 13 آبان 1392 01:23 ق.ظ
عصری باز خواب امام را دیدم .
دستشان را بوسیدم و عرض کردم: آقا جان خاطرات مرا مسخره میکنند .

فرمودند : از طرف من به مردم بگویید خاطرات هاشمی در راس امور است.
میزان خاطرات هاشمی است.
پشتیبان خاطرات هاشمی باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد .
ما هرچه داریم از خاطرات هاشمی داریم.
اصلا این خاطرات هاشمی است که اسلام را زنده نگه داشته .

ینی انگشت شصت پاتون تو گوشم اگه دروغ بگم
:))))
پاسخ سجاد ابراهیمی : هاهاهاهاهاااااااااااااا
جمعه 10 آبان 1392 01:32 ق.ظ
برخی امام حاضر را نمیپسندند و امام گذشته را عاشقند،زیرا این را باید اطاعت کنند و آن را هر طور که بخواهند تفسیر میکنند.
سید مرتضی آوینی

دروووود...
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلااااااااااااااام بسیار عالی بوووووووووود.
دوشنبه 6 آبان 1392 02:57 ب.ظ
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده
می شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟…
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.
زاهد گفت: من هم...
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام خیلی زیبا بود.... از اینجور داستانها خیلی لذت میبرم.
شنبه 4 آبان 1392 04:08 ق.ظ
حرف های دو وهابی در کنار یک شیعه (داخل هواپیما):

قرارگذاشتن که اذیتش کنن ؛ اولی به دومی گفت: میخواستم تعطیلات برم لبنان ؛ اما شنیدم اونجا شیعه زندگی میکنه ؛ پیشنهاد شناسنامه بحرینی به من شد اما نپذیرفتم چون اکثریت شیعه هستن . . .

فکر کردم برم عراق شنیدم که عراق هم پر از شیعه است ؛
رفیقش گفت:خب چرا نرفتی اروپا؟؟
گفت:اونجاهم تشیع منتشر شده تو خیابونا؛ هرجا بری بهشون برمیخوری. . . همینطور ادامه دادن تا خشم این مسافر شیعه رو در بیارن؛مسافر شیعه هم باکمال خونسردی بهشون روکرد وگفت: چرا به جهنم سفر نمیکنی؟ شنیدم اونجا تنها جاییست که شیعه نداره!!!



پاسخ سجاد ابراهیمی : دم اون آقای شیعه گرم. واقعا روح ما رو با این جوابش شاد کرد...
المومن کیس... مومن زیرک است.
پنجشنبه 2 آبان 1392 10:29 ب.ظ
ابطحــی :

ایــن حرف را از سر اعتـقاد می‌زنـم ، آقای موسوی از سر نادانـی ،

آقای خاتـمی از سر خیانــت و آقای هاشمی رفسنجانی

از سر انتقام گیــری وارد ایــن ماجرا شدنــد.
پاسخ سجاد ابراهیمی : ابطحی هم نمیگفت ما خودمون می دونستیم... آقای موسوی که کودن بود! خاتمی که منافق بود! هاشمی هم که ابوبکر این انقلابه!
پنجشنبه 2 آبان 1392 02:02 ق.ظ
وقتی کلید دست شما داس می شود
مودار از کفایتتان تاس می شود
از یمن آن کلید فریباست کین زمان
جشن گرانی همه اجناس می شود
هر دانه پسته دیر نباشد که بعد از این
هم قیمت طلا که نه الماس می شود
از مرحمت نمودن لغو مصوبات
امید در دل خر خراس میشود
از یمن سرپرست وزارت علومتان
هر درس اوفتاده سریع پاس می شود
حرف نگفته هست فراوان در این مقال
جمع سخن میان دل آماس می شود
از قدرت تعقل و تدبیر آن جناب
جلبک جهش نموده و سیاس می شود
تنگی قافیه است در این شعر وهشت بیت
شاعر دچار قافیه افلاس می شود

1/آبان ماه/1392
پاسخ سجاد ابراهیمی : به به
شنبه 27 مهر 1392 01:58 ق.ظ
اگر یک هواپیمای اسراییلی مناطقی از کشور شما را بمباران کند شما چه عکس العملی نشان میدهید؟
سردار جعفری: اینکه آن هواپیما کجا را و چه مقدار بمباران کند اهمیت ندارد. مهم آن است که در هنگام برگشت اسراییلی وجود ندارد که بخواهد در آن فرود بیاید...
(احسنت)
پاسخ سجاد ابراهیمی : ای جانم...! همینه...
جمعه 26 مهر 1392 02:07 ب.ظ

شش نفر بودیم…

دو ساعتی میشد که توی آسانسور گیر کرده بودیم…

دیگه هوامون داشت تموم میشد…

داشتیم نفسهای آخر رو میکشیدیم که…

یهو یه نفر دست کرد توی کیفش

و یه پاکت چیپس در آورد و سریع درش رو باز کرد…

با هوایی که توی پاکت چیپسه بود تونستیم دو ساعت دیگه دوم بیاریم؛

تا تیم امداد برسه و نجاتمون بده!!!

پاسخ سجاد ابراهیمی : شما اهل آبادان نیستید؟!
سه شنبه 16 مهر 1392 02:41 ب.ظ
امام خمینــی رحمه الله علیه :

آن آخونــدی که فریــاد مرگ بــر آمریــکا و اسرائیل و شوروی را

خلاف اسلام می دانــد مزدور است !

از خدا میخواهیـم که ایــن قـدرت را به ما ارزانــی دارد که نـه تنـها

از کعبــه مسلمیــن ، که از کلیساهای جهان نیــز ناقوس

مرگ بــر آمریــکا و شوروی را بــه صدا در آوریــم.
دوشنبه 15 مهر 1392 02:47 ق.ظ
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟

برایــش صــادقـانه مـی نویـســم،

بــرای آنکه بـاید بـاشد و نـیـست ...
پاسخ سجاد ابراهیمی : برای آنکه باید باشد و نیست...
شنبه 13 مهر 1392 03:09 ب.ظ
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به سفر رئیس‌جمهور به نیویورک فرمودند: ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود، حمایت می‌کنیم البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در مراسم دانش آموختگی ارتش فرمودند: ما از تحرک دیپلماسی دولت حمایت می‌کنیم و به تلاش دیپلماسی اهمیت می‌دهیم و از آنچه در سفر اخیر بود حمایت می‌کنیم البته برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد به نظر ما بجا نبود لکن ما به هیئت دیپلماسی دولت عزیزمان خوشبین هستیم ولی به آمریکایی‌ها بدبینیم.

رهبر انقلاب افزودند: ما به امریکاییها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم، دولت آمریکا غیرقابل اعتماد و خودبرتربین و غیرمنطقی و عهدشکن است و دولتی در تصرف شبکه صهیونیسم بین المللی است که بخاطر صهیونیستها مجبور است با رژیم غاصب مماشات کنند و نرمش نشان دهند.
شنبه 13 مهر 1392 12:25 ق.ظ
آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ، شیطان دچار درد
شدید در سر میشود و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند و با
خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود.. و خواندن قرآن باعث در
اغما رفتنش میشود؟؟؟؟ و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
این پیام را به دیگران ارسال کنید ، شیطان سعی خواهد کرد تا شما
را منصرف کند؟؟؟؟ فریب شیطان را نخور!!!!! پس این حق رادارید

که این پست رو کپی کنید و توی وب هاتون بذارید . . .
شنبه 13 مهر 1392 12:22 ق.ظ
از خود گذر کنیم که این خوان آخر است /این انقلاب بیمه عباس(ع)واکبر(ع)است
تحریم میکنن که تسلیممان کنند/غافل ازینکه دل قرص و محکم است
بیم هلاک نیست کسی را که از ازل/چشم امیدو او به خدا و پیمبر(ص) است
با سکه و دلار پیمان نبسته ایم/ما را به سر هوای اشارت رهبر است
ای نائب امام (عج)بفرما که سر دهیم/جانی که عاشقانه فدای تو سرور است
جان میدهیم و ننگ ملامت نمی خریم/حرف دل امام همان حرف آخر است
جمعه 12 مهر 1392 02:49 ق.ظ
طنز/ من با مرگ بر آمریكا موافق نبودم همچنان كه...


طنز- م.ر.سیخونكچی: با شعار مرگ بر آمریكا موافق نبوده ایشان. یعنی می‌گوید كلاً با حرفهای تند موافق نبوده است. حرفی نیست، بالاخره آدمیزاد مختار است كه با یكسری چیزها موافق باشد و با یكسری چیزها هم مخالف. از ما كه كاری بر نمی‌آید. فقط می‌توانیم دعا كنیم انشاالله هر كس با هر چیزی كه موافق بوده است محشور شود! آمین.

اما امیدواریم هر كس كه الان دارد خاطرات سی چهل سال پیشش را می‌نویسد سی چهل سال دیگر، خاطرات این روزهایشان را هم بنویسد، و احتمالا از سایر چیزهایی هم كه موافقش نبوده بگوید. مثلاً:



*

من با شلوغ كاری موافق نبودم. به دخمل هم گفتم. موافق نبودم برود وسط معركه. اما گفت گرسنه‌ام، دلم قار و قور می‌كند. در یخچال هم چیزی نداشتیم. گفتم پس لااقل زنگ بزن ساندویچت را بیاورند دم در! قبول نكرد، گفت من دودی و تنوری دوست دارم، باید خودم آنجا باشم بگویم حرارتش چقدر باشد، می‌ترسم درست نپزد!

*

من با ریختن در خیابان موافق نبودم. اما عیال است دیگر! وقتی كه گفت دیگر نمی‌شد كاریش كرد. خدا لعنت كند آنها را كه روی پله از عیال آدم سوال می‎پرسند...

*

من با پولشویی موافق نبودم. به او هم گفتم. گفتم پول به اندازه كافی هست، اگر كثیف شد بریز دور، تمیزش را بردار! گفت مگر نشنیدی النزافت من العیمان! گفتم برو همان پولت را بشور نمی‌خواهد برای من حدیث بخوانی!

*

من با جنگ موافق نبودم. باعث شد از بچه‌هایم دور بیفتم. شاید اگر جنگ نبود همینجا درس می‌خواندند!
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic