تبلیغات
مثل ابرها - تو را خواست؛ مرا از تو دور خواست
شنبه 11 آذر 1391

تو را خواست؛ مرا از تو دور خواست

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

می خواستم ز عشق تو پروا کنم نشد      گفتم که با غم تو مدارا کنم نشد

می خواستم برای تو تا سالهای سال        صدها غزل ترانه مهیا کنم نشد

تو آسمان شدی و مرا جا گذاشتی            دریا شدم مگر که تماشا کنم نشد

شبها نگاه مات مرا ماه دیده بود                  وقتی که اشکهام به راهت چکیده بود

باور بکن بهار نماندم؛ جهان پیر                    از شاخه هام سیب زمستانه چیده بود

حقم نبود اینکه مرا از تو دور خواست           شاید تو را برای خودش آفریده بود...


غریبه
جمعه 15 آبان 1394 05:52 ب.ظ
سلام و عرض ارادت.
شعر بسیار زیبایی بود. لذت بردم. طعم گس غم هجران با حضور خدا رو چشیدم البته با نگاه ناقصم.
دوست دارم بدونم از نظر شاعر سختی غم هجران تشبیه به کوچ و مرگ شده یا طبق بیت زیبای آخر که " حقم نبوداینکه مرا از تو دور خواست شاید تو را برای خودش آفریده بود" واقعا منظور از دوری تعبیر مرگ و بازگشت به سوی خداست.
آقای ابراهیمی ببخشید این سوال پرسیدم بنده خواننده متبحری نیستم و از ناشی گریمه. لطفا به درک پایینم از شعر نخندید.
اوج زیبایی این شعر رو در این بیت دیدم و واقعا به وجد اومدم " باور بکن بهار نماندم، جهان پیر از شاخه هام سیب زمستانه چیده بود..
براتون آرزوی موفقیت دارم.
وبلاگتون به روز نیست. و چقدر حیف!!!
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام خدمت شما
به قول پیر مردهای قدیم، «امید که احوالاتتون به قاعده باشه»
توی شعر، اون چیزی که به کوچ، تشبیه شده هجران و سفر و دوری و ندیدن هاست و منظورم مرگ نیست.
ممنون که لطف دارید و به وبلاگ متروکم سر میزنید. فعلا اینترنت ندارم و لپ تاپم خرابه. به محض درست شدنش یه غزل نسبتا جدید از خودم میزارم. شاید قشنگ نباشه اما به هرحال جدیده و چیزی جز اون ندارم.

متشکر از حضورتون
سحر
جمعه 14 تیر 1392 01:42 ب.ظ
salam merc ke be vebam sarzadi sherat vaghean ghashangan makhsoosan in beyte akharesh khoshhal misham mano link koni man linket kardam bazam sar bezan be vebam bye
هیچکس
شنبه 26 اسفند 1391 09:07 ق.ظ
غزل زیبایی بود اما باز گفتین اشکام نمیشه این شکلی نوشت اشکهایم هم بگین وزن بهم میخوره اما اشکها بگین مفهموم رو می رسونه تو وزنم ایرادی ایجاد نمیشه
شاخه هام هم همینطور
شعرایی که نگفتین از کیه مال خودتونه دیگه؟
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام و ممنون از حضورتون...بله اشعار خودم هست.
soheil
چهارشنبه 27 دی 1391 07:53 ب.ظ
خیلی قشنگ بودجیگر لطف کن منو لینک کن وبازم شعربگوبای
محمدمرصاد
سه شنبه 21 آذر 1391 11:19 ق.ظ
سلام . شعرهاتون روخوندم.خیلی خیلی خیلی زیبا بودن. سنگ دربرکه می اندازمو می پندارم باهمین سنگ زدن ماه بهم میریزد کی به انداختن سنگ پیاپی در اب ماه را میشود از خاطره اب ربود؟؟؟
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام بر شما... ممنون از لطفتون.
شعرهای قشنگ فاضل نظری...

من و هم صحبتی صخره و دریا سخت است

من اگر کوه، ولی یکه و تنها سخت است...فی البداهه از خودم، به افتخار همه گی
zohre
پنجشنبه 16 آذر 1391 08:04 ق.ظ
بیت اخر فوق العاده بود
پاسخ سجاد ابراهیمی : متشکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.