جمعه 4 اسفند 1391

وقتی حرفی نداری

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

حسرت پرواز

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

 

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

 

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم

 

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

 

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

 

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

 

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم

 

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم

مرحوم قیصر امین پور


محمد
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 03:51 ق.ظ
شما مبلغ شعر هایینو به غیر از اینم کاری ندارین .
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ممنون که سر زدید اما متوجه منظورتون نشدم.
سهیل
شنبه 17 فروردین 1392 03:27 ب.ظ
عالی بود خخخخخخخخخخخخیلی
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ممنون
علی زارعی
یکشنبه 6 اسفند 1391 06:50 ب.ظ
سلام جالب بود مرسی
خیلی وقته ندیدمت ، امیدوارم به زودی ببینمت
پاسخ سجاد ابراهیمی : ان شاالله... مشتاق دیدار...
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات