تبلیغات
مثل ابرها - آنچه رفت...
شنبه 19 اسفند 1391

آنچه رفت...

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

شبهای بی تو در هوایی سرد و بارانی

رد میشدم از کوچه هایی خیس و طولانی

هر خش خش برگی مرا تا کودکی میبرد

تا سالهای بی خزانی بی زمستانی

گویی ورق میخورد رویاهای دیروزی

گویی که میبارید بارانی بهارانی

یک لحظه حس کردم کنارم راه می آیی

میخواستی از چشم خیسم اشک بستانی

آن لحظه یادم هست با تردید پرسیدم

آیا برای تا ابد تا عشق میمانی؟

اشکی چکید از گوشه ی چشمت جوابم را

گفتی و بردی هر چه غم هر چه پریشانی

حالا میان کوچه با یاد تو میختدم

دیگر نمیخواهم بگیرد کوچه پایانی...

 


صبا
جمعه 17 مرداد 1393 11:35 ق.ظ
با اجازت کپی کردم....
پاسخ سجاد ابراهیمی : قابلی نداشت
عاشقانه با خدا
سه شنبه 1 بهمن 1392 02:37 ب.ظ
سلام و نور...
ممنون از حضور زیباتون در "عاشقانه با خدا"
مطالب زیبا و دلنشینی دارید...
اجرکم عندالله....
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام
لطف دارید.
و من الناس من یشتری لهو الحدیث
یکشنبه 5 خرداد 1392 09:39 ق.ظ
سلام، بله فکر کنم درست حدس زدین... بنا به دلیلی نمی تونم اسمم رو اینجا(هر وبلاگی) بنویسم...انشالله که می بخشین بنده... التماس دعا
پاسخ سجاد ابراهیمی : بله پس درست حدس زدم...شما هم برای ما دعا کنید. گاهی به ما سر بزنید خوش حال میشیم.
و من الناس من یشتری لهو الحدیث
یکشنبه 5 خرداد 1392 12:38 ق.ظ
سلام، فکر می کردم میشناسین بنده رو...تشکر از اینکه جوابم رو دادین... عشق بدون درد! نمیشه اگه بشه عشق نیست مشقه... التماس دعا
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام...راستش حدس میزنم شما از بچه های ویرایش باشید اما مطمئن نیستم. درست حدس زدم؟ سر کلاس هم راجع به بیت اول ازم سوال پرسیدید...
و من الناس من یشتری لهو الحدیث
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 04:39 ق.ظ
خواستار یه روایت از عشق بدون حسرت، بلا، دوری، تنگنا، بدون نگاه اول، شوق، ذوق، بدون اشک، بدون تنهایی، بدون... یعنی میشه؟!
بسیار زیبا بود...«می خواستی از چشم خیسم اشک بستانی...آیا برای تا ابد تا عشق می مانی» لذت بخش بود...سبز باشین.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به قول یکی:
عشق از اول سرکش و خونی بود تا گریزد هرکه بیرونی بود...
عشق و درد تا ابد قرین هم هستند.
راستی خودتون رو معرفی نمیکنید؟
منیر
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 02:47 ق.ظ
وای آقا سجاد شعرتون بی نظیره
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام.ممنون از لطفتون.
هیچکس
دوشنبه 26 فروردین 1392 10:05 ق.ظ
سلام
چرا هیچی نمینویسید منتظر مطلب تازه ای از شمام
پاسخ سجاد ابراهیمی : ان شاالله یه شعر جدید خواهم گذاشت.
باری ارمیناس
شنبه 17 فروردین 1392 05:42 ب.ظ
سلام
نقدی بر فیلم رسوایی.. لطفا بخونید و نظرتون رو بگید.
ممنون

http://www.barierminas.blog.ir
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام چشم
soheil
شنبه 17 فروردین 1392 02:09 ب.ظ
سلام جیگر تازه الان دوباره بعد از یک ماه اومدم دیدم بازم لطف کردی یادم بودی شعرت مثل همیشه زیبابود دلم برات تنگ شده ادرس منو به هیچکس بده لطفا بابای
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام سال خوبی را برایت آرزومندم... چرا خودت نمیدی؟باشه بابا بهشون میدم
سانیــا
پنجشنبه 8 فروردین 1392 12:54 ق.ظ
اشعارت خیلی قشنگه (:
Mostafa
یکشنبه 4 فروردین 1392 07:09 ق.ظ
السلام
اسم شب های بارانی بهتر نبود براش؟

کارات به کجا رسید؟
اگه گوشی نداری بگو ما پیام ندیم خب..
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام خوبی؟ اسمش رو میذارم مصطفی!!!
گوشی ندارم فعلا...مهدی و باباش گوشی داشته باشند تو این مملکت!! ما پیشکش... میدونی که؟
بیچاره مهدی و باباش...
سپید
سه شنبه 29 اسفند 1391 12:54 ب.ظ
سلام اقا سجاد
شعرای خوبتو خوندم وبه دل نشست
پر احساس ویکدست شاعر که نیستم فقط......
وقت کردی به غربت شعرم سری بزن


محمد آرامش
یکشنبه 27 اسفند 1391 02:00 ب.ظ
سلام.چطوری ؟خوبی ؟خوبم.امروز با ادیب بهرامی و امین رضایی بودم.یکدفعه یاد تو و حمید ساقی افتادم از بچه ها جویا احوالاتتون شدم که امین اسم وبلاگ حمید رو بهم گفت و از اون طریق پیدات کردم.عید نمیای فسا ؟اگه اومدی یه زنگ بزن خوشحال میشم ببینمت.سالم حمید و آقای فیروزی رو هم برسون
هیچکس
شنبه 26 اسفند 1391 08:14 ق.ظ
سلام صبح شما بخیر باشه
شرمنده باز اومدم
آخه واقعا زیباست وزنش،آهنگش، استفاده درست و با هدف از واژه ها، به زیبایی بیان کردن احساست و زندانی نکردن واژه ها تو ذهن و قلبت و ریختنش تو غزل زیبات
واقعا لذت بردم
پاسخ سجاد ابراهیمی : ممنون از لطفتون.
هیچکس
شنبه 26 اسفند 1391 12:18 ق.ظ
سلام شما فوق العاده شعر می گی واقعا استادی ممنون میشم یه سر به وب ناچیزم بزنی دل نوشته هامو بخونی و نقدی داشته باشی رو شعرای ناچیزم/ راستش دوست شما سهیل قبلا گفت به شما سر بزنم اما متاسفانه آدرسی که برام گذاشت باز نمیشه ممنون می شم آدرسش رو بدی تا ازش تشکر کنم
خاتون عشق
سه شنبه 22 اسفند 1391 06:08 ب.ظ
سلام شعرتون از قشنگی و عالی بودن رد کرده رفته تا ماوارای
خوبی و قدرت بیان یک شاعر

جایی که انگشت شمارند شعرای سفرکرده به ان!!!!!!
سبز باشید
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ممنون از شما... مبالغه میفرمایید و الا تا این حد هم که میفرمایید نیست...بلکه خیلی پایین تره.
مهرسا
یکشنبه 20 اسفند 1391 11:29 ب.ظ
نخستین نگاهی که مارابه هم دوخت
نخستین سلامی که درجان ماشعله افروخت
نخستین کلامی که دل های مارا
به بوی خوش اشنایی سپرد و
به مهمانی عشق برد
پر از مهر بودی
پرازنور بودم
همه شوق بودی
همه شور بودم
چه خوش لحظه هایی که هم راشنیدیم
چه خوش لحظه هایی که در پرده عشق
چویک نغمه شادباهم شکفتیم
پاسخ سجاد ابراهیمی : خدا کند که ریشه های ما به آب، شاخه های ما به آفتاب برسد...(طلبه ی خیابانی)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.