تبلیغات
مثل ابرها - وقتی...
چهارشنبه 5 تیر 1392

وقتی...

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

وقتی دلت دنبال عشقی سرسری باشد

باید که دستانت از آن دیگری باشد

باور نخواهم کرد این چشمان نامعصوم

چشمی که از من بی هوا دل می بری باشد

آه ه ه این شب یلدا چه دامن گیر خواهد شد

وقتی شب گیسوی تو بی روسری باشد

با خنده هایت مست می خواهی مرا آخر _

آخر چرا ساغر به لب می آوری؟ باشد...

باشد بیاور، غنچه کن لبهای سرخت را

تا نوشداروی پریشان خاطری باشد

ای مهربانی که همین جایی! نگاه ما

ای کاش می شد بینمان پیغمبری باشد...


هیچكس
چهارشنبه 15 بهمن 1393 11:04 ق.ظ
خیلی قشنگ بود
و البته پر محتوا...

پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام متشکرم
گمنام
یکشنبه 8 تیر 1393 12:31 ب.ظ
با سلام
ممنون از حضورتون در وبلاگم
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام...سلامت باشید
بردبار
یکشنبه 4 اسفند 1392 10:35 ب.ظ
سلام
وبلاگ زیبا و جالب و دیدنی و تامل برانگیزی دارید.
لذت بردم
سپاس که با نوشتن نظرهای خوب صمیمی خود سرفرازم کردید
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام استاد عزیز...افتخار دادید...ممنونم از شما.
محبوبه فرهمند
یکشنبه 26 آبان 1392 09:12 ب.ظ
وای چقدر عالی بود لذت بردم استاد
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام
ممنون از نظر لطفتون. لفظ استاد اما از قداست میفته وقتی برای من باشه.
جمعه 18 مرداد 1392 03:40 ق.ظ
کاش در زندگی ما
کاشی وجود نداشت
کاش تمام چیزهایی که ارزو داشتیم حقیقتی بودند انکار ناپذیر
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 03:39 ق.ظ
عمری در خیال محبوب بودن
و تنها چند لحظه با او بودن
سخت است سخت
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 03:38 ق.ظ
وقتی تونیستی
ثانیه ها برایم ساعتند
ساعتها روز
روزها هفته
هفته ها ماه
و ماه ها سال
آه از این لحظه هایی که سخت بر من میگذرد
میگذرد اما سخت میگذرد
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 03:37 ق.ظ
چندی است
بدون تو خواب با من بیگانه است
اشکالی ندارد
خیالت رفیق بسیار خوبی است برایم
کوچولوی آسمونی
جمعه 18 مرداد 1392 03:34 ق.ظ
درســت ...

مـــثـــل وقـــتـــی کـــه عـــاشـــقـــت شـــدم

بــــاران مـــی بــــارد،

فـــــکــــر کــــنــــم

دوبــــاره یــــکــــی

عـــاشــــقــــت شــــده !!!
m.s
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:19 ب.ظ
سلام چطوری

اینو:
http://www.upcity.ir/images2/18493902905326646711.jpg
پرتو پاژنگ
جمعه 21 تیر 1392 01:36 ب.ظ
سلام بر شما دوست عزیز. ببخشید دیر اومدم. غزلتون بی تعارف خیلی زیبا بود.
امیدوارم هر روز به زیبایی کاراتون اضافه بشه.
ممنون از دعوتتون
پنجشنبه 20 تیر 1392 10:56 ق.ظ
سلام بر داش سجاد عزیز
من خداییش از شعرهات خوشم میاد ولی شعرهای قبلیت رو بیشتر از این شعرت خوشم اومد نمی دونم چرا؟البته این از فهم ناچیز من در شعره. احساس می کنم بسیار علاقه داری در تمامی شعرهات ردپای فوق محسوسی از حس و عاطفه باشه که این در جای خودش خوبه و یه مطلبه دیگه درباره ی این شعر دوبار شعرت رو خوندم یک نگاه نا امیدی در شعر فهمیدم این بیت هم برای تو:
دلم برایت تنگ شده است تماشا کردنت راهم
برایت اشک می بارم چهار فصل سال را هم...
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ... ممنون از نظر لطفت.
شما سروری حمید آقا...
سه شنبه 18 تیر 1392 07:08 ب.ظ
سلام
محتاجم به دعاتون
ببخشید یکم دیر دارم خبرشو می دم .ولی امشب ساعت 8:30 سالن اداره ارشاد برنامه شب و شعر و رونمایی از کتاب های دکتر بهرامیانه.گفتم اطلاع بدم.
موفق باشید
لینک خبر
http://salamfasa.com/vdce.e8vbjh8np9bij.html
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ممنون که خبر دادید...
متاسفانه قم هستم
حسرت باران
چهارشنبه 12 تیر 1392 10:41 ب.ظ
فوق العاده زیبا و روان بود
درود بر شما که درین آخر شبی غزلی زیبا میهمانمان کردید
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام قابل شما رو نداشت... لطف دارید.
نسیم
سه شنبه 11 تیر 1392 09:07 ق.ظ
نسیم اسم کوچیکِ این آدم کوچولوئه
بالاتر از آسمونها هم خونه ی خداست...
جایی بالاتر از آسمانها... آنجا که پرستوها همه عند ربهم یرزقون اند...
پاسخ سجاد ابراهیمی : من که شما رانمیشناسم ... اما ممنونم که به من سر میزنید. نوشته های زیبایی دارید
نسیم
دوشنبه 10 تیر 1392 07:46 ب.ظ
معرفی کردیم
ما نسیمیم دیگر
متنهای چپ اندرقیچیمان را خوانده بودین ظاهرا...در بالاتر از آسمانها

ما هم خوشبختیم جناب ملک الشعرا
پاسخ سجاد ابراهیمی : نسیم اسم کوچک شماست یا اسم بزرگ؟!!!!!! بالاتر از آسمانها چه خبره؟
دوشنبه 10 تیر 1392 06:49 ق.ظ
سلام بر سید سجاد
ما هم ممنون از لطف شما
نمی دونم... من شما رومی شناسم:
عاشقی که در ازل دیده بودم...
به گمانم در کتم عدم هم بیدار بود!
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ...
معرفی نمیکنید؟ پیشاپیش خوشبختم... ما که در عالم وجود هم خوابیم چه برسه به بیداری در کتم عدم!!!
و من الناس من یشتری لهو الحدیث
یکشنبه 9 تیر 1392 11:48 ب.ظ
سلام
1. تشبیه هاتون واقعا زیباست؛
2. این سروده هم زیباست؛
3. سوال: شاید بشه بهش گفت درون مایه! درون مایه شعرتون چی بود؟
اصلا چی میشه که شعر سروده میشه؟
موید باشین.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما...
ممنون از لطفتون. راستش منظورتون از درون مایه رو نفهمیدم...اینکه چی میشه که شعر سروده میشه رو هم هنوز نفهمیدم...فقط میدونم که شعر سروده میشه و ما زندگی میکنیم...
انتظار
یکشنبه 9 تیر 1392 07:01 ب.ظ
سلام...
خوب هستید؟
حال مانیز بدک نیست.
میشه بگید تا کی غیبت دارید؟
التماس دعا
نسیم
شنبه 8 تیر 1392 05:09 ب.ظ
راسته که آدمها وقتی عاشق میشن شاعر میشن؟
میدونی ؟...من استعداد شعر نوشتن رو دارم و...
پس چرا هنوز شاعر نشده ام؟

اگه بیشتر این شعرایی که خوندم مال خودتون باشه
شما یه روز شاعر بزرگی میشید بدون اغراق
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام بر نسیم..
ممنون از لطفتون...ان شاءالله شما هم شعر خواهی گفت.
متنهای شما خیلی زیبا بود...ما هم دیگر رو میشناسیم؟

عطیه پاک آیین
شنبه 8 تیر 1392 12:42 ب.ظ
آه ه ه این شب یلدا چه دامن گیر خواهد شد

وقتی شب گیسوی تو بی روسری باشد

"یلدا به پای زلف نگارم نمی رسد..."

متشکرم.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما...ممنونم از حضورتون.
یلدا به پای زلف نگارم نمیرسد...
گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد...
انتظار
جمعه 7 تیر 1392 10:45 ب.ظ
سلام علیکم...
احوال شما؟
مثل همیشه عالی بود...فقط همین.
به وبلاگتون خوش آمدید!
وقت کردید سراغی از ما بگیرید!خوشحال میشم!
التماس دعا
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما....
ما بی معرفت نیستیما!!
من اصلا وقت نکردم که بیام نت...ببخشید فعلا...بعدا از دلتون در میارم.
سیب زمینی
جمعه 7 تیر 1392 08:09 ب.ظ
بوس
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام علی خوبی؟
بوس
هیچکس
پنجشنبه 6 تیر 1392 07:35 ب.ظ
سلام...

محشر بود آقای ابراهیمی

مرسی
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام متشکرم.
زینب نیک نجات
پنجشنبه 6 تیر 1392 09:30 ق.ظ
سلام
ممنون از دعوتتون...
ای کاش می شد بینمان پیغمبری باشد...
لذت بردم.
امیدوار باشید
سبحان
پنجشنبه 6 تیر 1392 04:26 ق.ظ
سلام بر ...
بازم مثل همیشه سجاد برنده میشه ...
تو آسمون نبشته سجاد برنده میشه ...
این هم قطعه ای عاشقانه تقدیم به رفیق شفیق و دوست داشتنی خودم
کلی به خودم فشار آوردم که سروده شد لطفا پذیرا باش
اگه تونستی شاه بیتش رو پیدا کن
خیلی باید دقت کنی چون خیلی خیلی ظریف و لطیف سروده شده.
راستی یلدا کیه ؟ (شیطون)

پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام اولا شعرت خیلی مزخرف بود اما پذیرا هستم ( شوخی کردم خیلی خوشم اومد)
دوما یلدا شب تولد خودمه...اما اینجا منظور یه چیز دیگه است. (شیطون)
صادق.ص
پنجشنبه 6 تیر 1392 01:29 ق.ظ
سلام بر باجناغ عزیزم
مثل همیشه عالی و البته با حسی که پشت غزلهای قبلی نیز بود.
تشخیص شاه بیت سخته و این از محاسن شعرت هس اما شاید:
باور نخواهم کرد این چشمان نامعصوم

چشمی که از من بی هوا دل می بری باشد....
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام بر باجناق عزیز...
چوب کاری میفرمایید...
شعر ما پیاده ها، شاه نداره...
خیل پیاده ایم کجا بازگو کنیم
رنجی که برده ایم زشطرنج بازها
محمد نامور
پنجشنبه 6 تیر 1392 12:58 ق.ظ
سلام بر سجاد
وقتی دلت دنبال عشقی سرسری باشد
باید که قلب از جنس سنگ مرمری باشد!!!
بسیار زیبا مخصوصا استفاده ای که از پیغمبر و بی روسری داشتید اما هنوز "که نوشداروی..." به نظرم کاین یا کان باید بشه!
و خوشحالم که اولین نظر رو میدم در این قسمت!
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ... احوال شما؟ از این ورا؟ سنگ مرمر یا سنگ پاشوی؟؟!!!!
ممنون که اولین نظر رو دادی...بیست امتیاز...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.