چهارشنبه 5 تیر 1392

وقتی...

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

وقتی دلت دنبال عشقی سرسری باشد

باید که دستانت از آن دیگری باشد

باور نخواهم کرد این چشمان نامعصوم

چشمی که از من بی هوا دل می بری باشد

آه ه ه این شب یلدا چه دامن گیر خواهد شد

وقتی شب گیسوی تو بی روسری باشد

با خنده هایت مست می خواهی مرا آخر _

آخر چرا ساغر به لب می آوری؟ باشد...

باشد بیاور، غنچه کن لبهای سرخت را

تا نوشداروی پریشان خاطری باشد

ای مهربانی که همین جایی! نگاه ما

ای کاش می شد بینمان پیغمبری باشد...


جمعه 18 مرداد 1392 04:40 ق.ظ
کاش در زندگی ما
کاشی وجود نداشت
کاش تمام چیزهایی که ارزو داشتیم حقیقتی بودند انکار ناپذیر
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 04:39 ق.ظ
عمری در خیال محبوب بودن
و تنها چند لحظه با او بودن
سخت است سخت
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 04:38 ق.ظ
وقتی تونیستی
ثانیه ها برایم ساعتند
ساعتها روز
روزها هفته
هفته ها ماه
و ماه ها سال
آه از این لحظه هایی که سخت بر من میگذرد
میگذرد اما سخت میگذرد
کوچولوی آسمانی
جمعه 18 مرداد 1392 04:37 ق.ظ
چندی است
بدون تو خواب با من بیگانه است
اشکالی ندارد
خیالت رفیق بسیار خوبی است برایم
کوچولوی آسمونی
جمعه 18 مرداد 1392 04:34 ق.ظ
درســت ...

مـــثـــل وقـــتـــی کـــه عـــاشـــقـــت شـــدم

بــــاران مـــی بــــارد،

فـــــکــــر کــــنــــم

دوبــــاره یــــکــــی

عـــاشــــقــــت شــــده !!!
پنجشنبه 20 تیر 1392 11:56 ق.ظ
سلام بر داش سجاد عزیز
من خداییش از شعرهات خوشم میاد ولی شعرهای قبلیت رو بیشتر از این شعرت خوشم اومد نمی دونم چرا؟البته این از فهم ناچیز من در شعره. احساس می کنم بسیار علاقه داری در تمامی شعرهات ردپای فوق محسوسی از حس و عاطفه باشه که این در جای خودش خوبه و یه مطلبه دیگه درباره ی این شعر دوبار شعرت رو خوندم یک نگاه نا امیدی در شعر فهمیدم این بیت هم برای تو:
دلم برایت تنگ شده است تماشا کردنت راهم
برایت اشک می بارم چهار فصل سال را هم...
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام ... ممنون از نظر لطفت.
شما سروری حمید آقا...
و من الناس من یشتری لهو الحدیث
دوشنبه 10 تیر 1392 12:48 ق.ظ
سلام
1. تشبیه هاتون واقعا زیباست؛
2. این سروده هم زیباست؛
3. سوال: شاید بشه بهش گفت درون مایه! درون مایه شعرتون چی بود؟
اصلا چی میشه که شعر سروده میشه؟
موید باشین.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما...
ممنون از لطفتون. راستش منظورتون از درون مایه رو نفهمیدم...اینکه چی میشه که شعر سروده میشه رو هم هنوز نفهمیدم...فقط میدونم که شعر سروده میشه و ما زندگی میکنیم...
انتظار
یکشنبه 9 تیر 1392 08:01 ب.ظ
سلام...
خوب هستید؟
حال مانیز بدک نیست.
میشه بگید تا کی غیبت دارید؟
التماس دعا
انتظار
جمعه 7 تیر 1392 11:45 ب.ظ
سلام علیکم...
احوال شما؟
مثل همیشه عالی بود...فقط همین.
به وبلاگتون خوش آمدید!
وقت کردید سراغی از ما بگیرید!خوشحال میشم!
التماس دعا
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما....
ما بی معرفت نیستیما!!
من اصلا وقت نکردم که بیام نت...ببخشید فعلا...بعدا از دلتون در میارم.
سبحان
پنجشنبه 6 تیر 1392 05:26 ق.ظ
سلام بر ...
بازم مثل همیشه سجاد برنده میشه ...
تو آسمون نبشته سجاد برنده میشه ...
این هم قطعه ای عاشقانه تقدیم به رفیق شفیق و دوست داشتنی خودم
کلی به خودم فشار آوردم که سروده شد لطفا پذیرا باش
اگه تونستی شاه بیتش رو پیدا کن
خیلی باید دقت کنی چون خیلی خیلی ظریف و لطیف سروده شده.
راستی یلدا کیه ؟ (شیطون)

پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام اولا شعرت خیلی مزخرف بود اما پذیرا هستم ( شوخی کردم خیلی خوشم اومد)
دوما یلدا شب تولد خودمه...اما اینجا منظور یه چیز دیگه است. (شیطون)
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic