تبلیغات
مثل ابرها - ........
پنجشنبه 21 آبان 1394

........

   نوشته شده توسط: سجاد ابراهیمی    

حتی اگر لبریز سرما و خزان باشی

یا نه به گرما شرجی خرماپزان باشی

مثل دهی متروک در نزدیکی یک رود

یا نه به وسعت سر به سر نصف جهان باشی

وقتی نه خشتی هست و نه ایینه ای در عشق

فرقی ندارد پیر باشی یا جوان باشی...

من بلبلی کز کرده در کنج قفس بودم

تو می توانستی برایم اسمان باشی...


تسنیم
دوشنبه 2 آذر 1394 02:39 ب.ظ
سلام جناب ابراهیمی تبریک میگم اول به خواننده های وبلاگتون بعدشم به خودتون کار بسیار زیبا و دلنشینی نوشتید بی نهایت لذت بردم درود بر شما.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام
خیلی خیلی متشکرم.
نظر لطف شماست
غریبه
یکشنبه 24 آبان 1394 03:08 ب.ظ
سلام و عرض ادب خدمت شاعر با ذوق.
با خوندن شعرتون این حس در من ایجاد میشه که شاعر برای بیان احساسش از هجران، بسیار خلاصه عمل کرده و اینطور تلقین به خواننده میشود که شاعر از شدت دوری حتی حوصله پرداختن به جزییات هجران را ندارد و عمق آن را با دوری طولانی یا تشبیه به وسعت و سردی و گرمی شدید بیان میکند تا عمق مطلب را برساند و حاضر به شاخ و برگ دادن به آن نسیت. انگار فقط یک بادآوری است و بس.
شعرتون زیبا بود و نگاهتون زیباست و کاملا احساستون در واژه ها به سادگی نمایان میشه.
امیدوارم برداشتم از شعرتون اشتباه نباشه.
خواننده ناشیتونو ببخشید.
خدا...حافظتون.
پاسخ سجاد ابراهیمی : سلام به شما
خیلی خیلی ممنون که حوصله کردید و نظر دادید
در باره ی خلاصه بودنِ شعر، حرف شما درسته، یعنی حوصله نداشتم شعر رو از این حالتِ کم گوییش در بیارم و بهش شاخ و برگ بدم! البته اینم میدونم که از اعتبار شعر کم شده! حتی وقتی خودم میخونمش حس میکنم کلی جای خالی داره و یهو تموم میشه! خلاصه این نقدتون رو قبول دارم. اینکه شما بزرگوارانه این نقد رو گوشزد کردید به خاطر لطف شماست.
ممنون به خاطر تعریفی که از شعر کردید.
مانا باشید
خدانگهدارتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.